عمومى و اكثريت است ، ( نه غرش توپ و تانگ و زندانى كردن ) خيلى زود ايمان خود را به آن اصول حزبى از دست مى دهند و تدريجا همه چيز را براى رضاى خاطر مردم و حفظ مناصب خود فراموش مى كنند ؛ زيرا حزب و اصول آن وسيلهاى براى نيل به حكومت بود نه هدف اصلى !
بلكه اعتبار احساسات عمومى در قوه تقنينيه نيز رسوخ نموده و در خيلى از موارد ، عدالت اجتماعى و مصلحت واقعى منشاء قانون نيست بلكه احساسات مردم مراعات مىشود و تاريخ معاصر شاهد صادقى بر اين موضوع مى باشد .
3
قرآن در اول طلوع خود با تمام عادات و احساسات بى مايه مردم به جنگ بر خاست و همه آنها را باطل و ممنوع اعلان كرد ، و در مقابل تمام تمام پيشنهادات صلح آميز سران قريش كه خطرناك ترين و پرمصيبت ترين مراحل زندگى حضرت پيغامبر ( ص ) ( اوايل بعثت در مكه ) شده بود از مسير خود اصلى خود يك ذره تجاوز نكرد و تمام آنها را كه مشتمل بر صحه گذاردن بعضى از معتقدات يا اعمال خرافى آنان بود به صراحت لهجه رد كرد .
قرآن يا سند اسلام (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٨