معيوب شدن صدها هزار و يا ميليونها انسان گرديد و سبب تلف شدن صدها ميليارد ثروت و سرمايه مردم گرديد .
5 - توليد و فروش اسلحه و تجارت زنان ، براى فحشا و خوشگذرانى پولداران ، ميلياردها سرمايه ملتها صرف گرديد . و نمونههاى ديگر ، و همه اينها از بركات ليبراليزم است .
بنابر اين لازم است انسان براى منافع خود ، خردمندانه بسوى مكارم اخلاقى و دين خدايى برود . در اينجا ممكن است كه خوانندگان هوشمند ، بعد از خطرناك بودن ليبراليزم و غير واقعى بودن دموكراسى ، سئوال نمايند كه نظر ما در مورد شكل گرفتن حكومت بكدام اصول متوجه است ؟ و لذا مناسب است به اصولى در اين مورد اشاره كنيم .
اول - در اسلام ناسيونالزم وجود ندارد ، ناسيونالزم كه منشأ استعمار و استثمار و ملتهاى ديگر مىشود ، و مجوز و مبرر ظلمها و خونريزىها و بدبختى كشورها و ملتهاى ضعيف مىگردد . و از نظر اسلام همانگونه كه حكومتها مامور اجراى عدالت و مراعات حقوق مردم در داخل كشور مىباشند ، مامور مراعات كردن اين دو ، در بين همه انسانهاى كره زمين مىباشند . قرآن مىفرمايد : « ما رسولان خود را با دلايل آشكار فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان ( اصول عدالت اجتماعى ) نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند . » يعنى علت ارسال رسولان و انزال كتابهاى آسمانى ، برپايى عدالت اجتماعى در بين همه مردم است و اين اصل بزرگترين فرق بين فرنگ مادى
مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٠٤