بود - روايات مختلف بود من چنين و چنان بين متعارضات جمع نمودم و نتيجه چنين شد و موضوع را بيان داشت ، وقتى صحبت او تمام شد گفتم عمليه استنباط شما اشتباه بوده ، تساقط روايات موجب رجوع شما به اصل عملى نمىشود ، چون عموم يا اطلاق قرآنى فوق وجود دارد ( آيه را خواندم و يا به آن اشاره كردم ) و مقتضاى آيه حكم كذائى است كه مخالف حكم شما مىباشد ، ايشان فهميد كه از آيه غفلت نموده و ساكت شد .
اگر در بين فقهاى شيعه چنين مشورههاى رواج مىداشت يك مقدار از اختلافات اراء كمتر مىشد . و اين مشوره براى آنهاييكه در ابتداى اجتهاد قرار دارند بسيار مفيد و حتى لازم است ، در كل همانگونه كه استفاده از مال و پول مردم براى او منفعت دارد ، بيشتر از آن مشوره فكرى و علمى با ديگران منفعت دارد . احتمالا چندين مرتبه نظر استاد خود حضرت آقاى خويى رحمه اللّه را پس از درس تغيير دادهام و مسلما ايرادهاى شاگردان بر استاد در مجموع مفيد مىباشد . گاهى شايد غرور استاد اجازه ندهد صريحا اقرار به اشتباه خود كند ولى در باطن آن را مىپذيرد . بهر حال استنباطكننده ابتدايى به اراء و نظريات ابتدايى خود مغرور نشود و آنها را احكام شرعى فرض نكند ، پس از گذر از مرحله ابتدايى دوباره در آراى خود تجديد نظر نمايد كه بقول معروف نظر ثانى ادق و اعمق است .
مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٥