نه از مخالفت فتواى جمعى هراسى بدل راه مىدهند و نه غرور ، آنان را به پندارهاى ظنى وادار به فتواى مخالف مىنمايد ، ليكن اين تعادل از خود مراحلى دارد ، و روانشناسى افراد تا آخر عمر براى آنان باقى مى ماند ، جمعى تا آخر بهر نحوى كه شده غالبا نظر مشهور را مىپذيرند و بسيار كم با آنها به مخالفت برمىخيزند ، و جمعى در اظهار نظر و حتى فتوى دادن بسيار بىباكند و اين موضوع قابل اصلاح كامل نيست ، چون هر كس خود را در خط اعتدال مىداند و بقيه را به افراط و تفريط نسبت ميدهد بارى اعتدال ، تعريف روشن و مسلمى ندارد تا كسى را به آن ملزم نمود .
ولى اگر كارشناسان مجرب در حوزههاى علمى موظف شوند با خارج خوانان رونده بسوى اجتهاد ، هفته يك بار يا دو هفته بعد صحبت كنند و در ضمن ارائه تجربيات خود با آنان صحبتهاى متنوعى در مورد روشها ، بنمايند احتمالا حدود اعتدال تا حدى محفوظ بماند . حداقل اگر در اظهار نظريات خود محافظهكارى نكنند در مقام عمل و يا فتوى تا حد معقولى ، اعتدال و يا احتياط را مراعات كنند ، ولى بعضى از مجتهدين آنقدر احتياط مىكنند كه عرصه زندگانى را بر مقلدين خود تنگ مىكنند ، احتياطهاى واجب و غير واجب عروه الوثقى و بعضى از كتب فتوا بسيار زياد است كه كار خوبى نيست و اگر آن مسايل مورد ابتلاى خود صاحبان آن كتب قرار مىگرفت معلوم نبود چه مقدار به آنها توجه مىكردند آيت اللّه بروجردى كه من در دوره
مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 173
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٣