تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث علمى دينى (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
عمده اعتقاد و باور انسان به خود است كه مىتواند صاحب نظر و فتوى گردد . جمعى در اين مرحله به اين علت از تحصيل ملكه اجتهاد مى مانند كه كمال خود را تنها در فهم انظار و فتاوى ديگران مىدانند ، اينان شبيه افرادى هستند كه براى تحصيل زرق همت نمىگمارند و نه صنعتى ياد مىگيرند و ميل دارند بر سر سفره ديگران بنشينند و غذاى مفت بخورند ! بايد به سراغ درس‌خوان‌هاى خارج رفت و آنا را متوجه كرد كه از زمين تقليد آهسته آهسته پرواز كنند و با دقت و احتياط به فكر مطالعه عميق و تدبر باشند تا صاحب نظر شوند و مطمئن باشند فيض الهى شامل تلاشگران مىگردد .
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
. نكته ديگر اينكه ممكن است براى روندگان راه اجتهاد دو فكر متضاد باعتبار تفاوت روانى آنان بوجود آيد . جمعى داراى اين حالت روانى شوند كه به اندك قرينه‌ى ظنى با فتاوى مجتهدين مخالفت كنند و به خود تلقين كنند كه خيلى علم و فهم دارند آراى ابتدايىشان را از نظرهاى ديگران بهتر و برتر مىباشد . كه اين حالت يك نوع بزرگ‌بينى و غرور خطرناك است . جمعى به حالت مخالف حالت اولىها مبتلا مىشوند يعنى جرئت مخالفت با آراى ديگران را ندارند و آن را انحراف از شريعت مىدانند ولى صاحبان سليقه مستقيم در مراحل بالاتر به تعادل روانى مىرسند