و رابعا جمله مباركه
( وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ )
عمومى ندارد و به احتمال قوى مراد تدبير امر آسمانها است نه حوادث روزمره ، بلى مشركين تدبير آسمانها را از قدرت بتهاى خود بيرون مىدانستند ولى بتها را به صريح قرآن اوليا خود مىدانستند .
و اين گوينده براى تكفير مسلمانان در كتاب خود مبالغات زيادى در حق مشركين نموده كه مخالف آيات قرآن مجيد است .
تا اينجا به حمد اللّه معناى عبادت بطور صحيح آشكار شد كه شبههاى باقى نماند .
از اينجا فهميده مىشود كه آنچه محمد بن عبد الوهاب در رساله كشف الشبهات كه به فارسى بنام ازاله شبهات ترجمه شده گفته است : إله كسى است كه بخاطر تقرب و استشفاع مورد تعلق قلبى قرار گيرد ، چه فرشته باشد و چه نبى و چه ولى و يا درخت و جن و قبر و بت . مسلما باطل و غلط است . اولا كه اين تفسير اختراع فكرى خود اوست و هيچ دليلى ندارد و ثانيا مخالف آيات كثيره قرآن مجيد كه سابقا نقل كرديم كه عبادت تذلل به انگيزه خالق و مربى امور است و بس . و إله ؛ يعنى معبود فرديست كه به زعم شخص ، به عنوان مربى امر و مدبر براى او تذلل گردد . و اين اشتباه او موجب قتل هزاران مسلمان متدين ، تا كنون شده است . و ايراد سوم اينست كه « كلمه إله » به اين معناى اختراعى او بايد بر خداوند صدق نكند ، در حالى كه شكى در صدق آن بر وى نيست . ايراد چهارم اينكه از آيه