كلمه رب در چند مورد قرآن به معناى مجازى رئيس استعمال شده و كلمه ارباب در چهار جا به اعتقاد مشركين جمع بسته شده و در ربهاى خيالى و دروغين كفار استعمال شده است .
مفردات راغب ( ترجمه فارسى ) : رب در اصل به معناى تربيت و پرورش است ، يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالت ديگر تا به حد نهايى و كمال آن برسد .
پس رب مصدر است كه بطور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است .
بنابر اين تذلل در برابر فردى اگر به انگيزه مربى امور استعمال شود عبادت شمرده مىشود چه واقعا مربى باشد و يا بباور تذلل كننده به اشتباه مربى شمرده شود .
اولى عبادات واجب و يا مستحب است و دومى حرام و شركآور .
بلى شرك در عبادت به شرك در تدبير برميگردد .
سوال و جواب
بعضى ادعا ميكنند مشركين به توحيد تدبيرى معتقد بودند ، تنها شرك شان بخاطر واسطه قرار دادن اينها بتها را بين خود و خداوند بوده كه مى خواستند بوسيله آنان به خدا نزديك شوند .
براى اثبات جزء اول مدعاى خود به اين آيه تمسك كردهاند :
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ
. ( يونس 31 ) .