بوده كه آنان به آنها داشتهاند ، و آنان را در حوادث روزمره خود و اوليا « 1 » و سرپرستان خود
( وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا . . . )
و موثر مىدانستهاند و خوشبختى و بدبختى و رسيدن و نرسيدن به خواستها و آرزوهاى خود را از آنان ميدانستند .
البته جمعى از مشركين خصوصا مشركين قريش در مكه بتها را خالق آسمانها و زمين نمىدانستند ، ولى بطور قطع آنها را در حوادث روزمره خود موثر ( ضرررسان و نفعرسان ) مىپنداشتند و اين موضوع گذشته از نظر تجارب بشرى حتى در قرن پانزدهم هجرى ( قرن بيست و يك ميلادى ) ، و از مطالعه مجموع آياتى كه در مورد مشركين و بتپرستان ( عابدين اصنام و اوثان ) وارد شده ، استفاده مىشود .
بنابر اين تذلل مشركين در مقابل بتها ، به انگيزه ضار و نافع بودن آنها بوده كه عبادتى مخصوص به خداوند است و شركآور ، و به عبارت ديگر بتپرستان به انگيزه ربوبيت محدود ، براى بتها تذلل مىكردند .
روشنتر از تعدادى آيات ، آيه 3 سوره زمر است :
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى . . .
؛ آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداوند است ، و آنها كه غير از خدا را سرپرستان خود قرار داده بودند ( مىگفتند ) ما نمىپرستيم آنان را مگر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند .
هامش
( 1 ) - اوليا جمع ولى به معناى سرپرست و انجام دهنده كار است و نوعى از ربوبيت است .