اين جهت است در مواردى كه نفع شخصى با نفع جامعه مخالف است محركهاى شخصى بر محركهاى اجتماعى غلبه مىكنند .
3 - زندگى هيچ كس از بلاها و مصائب جسمى و روحى خالى نيست . افراد خام و ضعيف النفس و جامانده ازين حوادث هميشه در غم و اندوه و ناراحتى شديد بسر مىبرند ، و حتى بعضى از مصائب مثل مرگ عزيزى و يا نرسيدن به معشوقهاى اگر باعث خودكشى نشود بعضىها را تا ساليان زيادى در رنج و عذاب نگهمىدارد . ولى صاحبان اخلاق عالى و خود ساختگان كار كشته از كنار حوادث مذكور با تأثر سطحى مىگذرند و در نتيجه از آرامش و راحتى روانى بيشترى برخوردار مىشوند . « 1 » و تحصيل آن طبعا مهم است .
4 - تباهى اخلاق همانند تخلف از قوانين وضعى رسمى بلكه همانند قوانين طبيعى مستلزم پى آمدهاى بد ، اجتناب ناپذير مىباشد . كسى كه قوانين طبيعى را مراعات نكند حتماً بيمارى و گاهى مرگ بسراغش مىآيد و نبايد منتظر سلامتى باشد ، و تخلف از قوانين رسمى تعقيب و جزا را در عقب خود دارد . بر همين منوال اخلاق فاسد مصائب و مصاعبى را براى آدمى در پى دارد كه
هامش
( 1 ) - از حضرت امير نقل كردهاند كه پس از ضربت خوردن گفت : فزت برب الكعبه .بحلاوت بخورم زهر كه شاهدباقيست باقيست * بارادت بكشم درد كه درمانم از اوست
بى غمى بر دل من درد دل آزارى بود * غم درد تو بنازم كه دوا كرد مرا.