داشته است و اين كتاب جاى تحقيق آن نيست . « 1 »
بهرحال نويسندگان اخلاق اسلامى بايد از ذكر آراء و خيالات خود و ديگران و از ذكر قصص جعلى و بى پايه صوفيان و مطالب غير واضح عرفان و هر جمله معقول و غير معقول بنام فرموده پيغمبر و فرموده امام خوددارى كنند و نبايد آن را به مردم مسلمان بعنوان اخلاق اسلامى ارائه نمايند كه در حقيقت يك نوع از خيانت و اضلال است ، و تنها به آنچه كه از ظواهر قرآن مجيد و روايات معتبر الاسناد بدست مىآيد اكتفا كنند و به عبارت ديگر تا به تفسير و رجال و حديث وارد نباشند نبايد در اخلاق و هيچ علمى از علوم اسلامى چيزى بنويسند .
اين بود روش اخلاقى كه در نه نوع بيان گرديد ، هر چند بعضى از آنها به روش ضد اخلاقى يا غير اخلاقى نزديكتر است تا به روش اخلاقى .
بعضى از نويسندگان منابع پاره اى از روشهاى اخلاقى را چنين بيان داشته اند :
1 - منبع اخلاق راسيسم ، نژاد .
2 - منبع اخلاق سوسياليزم ، طبقه .
3 -
هامش
( 1 ) - درين جا بحثى بين همه دانشمندان اسلامى بنام تسامح در ادله سنن و يا باضافه مناقب و فضايل وجود دارد كه بايد در پناه روايات معتبر مشهور بروايات من بلغ نقد و بررسى شود و نظريات دانشمندان شيعه و سنى مورد ارزيابى و تحقيق قرار گيرد . ولى اين كتاب كه درباره اخلاق اسلامى بحث مىكند محل مناسبى براى امثال اين مباحث علمى نمىباشد و بايد به اصول فقه و علم فقه و علم رجال و حديث مراجعه نمود .