5 - روشهاى ضد اخلاق
اول - بعضى از شاگردان سقراط روش لذت جوئى را از نظر عقل معتبر مىداند ، او مىگويد : تا انسان مىتواند بايد از درد و رنج دورى نموده و در پى لذات باشد .
بعضى از غربيها مىگويند : آدم بايد بطبيعت خود بپردازد و خودش را قوى نمايد و نبايد بخاطر ديگران و يا تحصيل اخلاق فاضله خود را تضعيف كند كه نابود مىشود .
آدمى بايد لذت ببرد ولو بوسيله تجاوز به ديگران و خون ريزى باشد ، اعتقاد به مبدأ و معاد از بيچارگى بشر پيدا شده است و صفات اخلاقى از عجز و فرومايگى و بى همتى .
كالكليس ، اخلاق را زنجيرى مىداند كه ضعفا براى دربند كشيدن اقويا ساخته اند . او سفارش مىكند كه آدم بايد نداى غرايز را اجابت كند تا لذت و خوشى يابد ، چه مبادى اخلاق مشتى موهومات است و بدور از دليل !
نيچه ، خودخواهى و خودپرستى را توصيه مىكند به نظر او بيچارگان و ناتوانان را بايد ناديده گرفت تا نابود شوند و مزاحم توانمندان نگردند .
راسل انگليسى ، اصول اخلاق را تابو و بيهوده و موهوم ميداند او معاشقه زنان شوهر دار را با اجانب محكوم نمىكند زيرا كه علت قبح آن اختلاط نسب بود و طب امروز به وسيله آزمايشات خون نوزادان و جماع كنندگان با مادران مىتوانند نوزاد را به پداران