آيات و روايات ذامه مىباشد . « 1 »
بحث در نوع دوم است كه با فرض حلال بودن شرعى آن آيا از حيات طيبه است يا از حياة الدنيا كه پست و مذموم است ، آيا توجه و تلاش براى آن زشت است يا نه ؟
نگارنده نظرى بطور قطعى ندارد ولى بعيد نيست كه آن را بنوع اول ملحق كنيم و بيرون از مذمت آيات و روايات ، هر چند كه صرف زايد بر ضرورت در امور اخروى بهتر است و دليل عمده اين نظريه زندگانى اكثر ائمه عليهم السلام است كه مسلما از نوع اول نبوده است « 2 » .
بهر حال اگر نوع سوم به تأكيد و اصرار اسلام از زندگانى مسلمانها حذف مىشد و زهد اسلامى مورد عمل قرار مىگرفت فوايد زير را براى فرد و جامعه به ارمغان مىآورد :
الف : آرامش خاطر افراد و عدم خستگى مفرط در تحصيل ثروت و جاه .
ب : توجه بيشتر به امور آخرت .
ج : مخالفت كمتر با وظايف شرعى ( واجبات و محرمات ) و
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران / آيه 14 - 15 ، سوره انعام / آيه 32 ، سوره يونس / آيه 24 - 58 ، سوره شورى / آيه 36 ، سوره حديد / آيه 20 ، سوره منافقون / آيه 9
( 2 ) - بلى مطالعه مجموع زندگانى ائمه ( ع ) بجز حضرت امير ( ع ) مطالعه كننده را به اين نتيجه مىرساند كه امامان ما به سد رمق و اندازه و ضرورت مقيد نبودهاند و نمىشود كه زهد را از آنان سلب كرد بنابراين اگر نصى يابيده شود كه ظاهرش الحاق قسم دوم به قسم سوم باشد بايد تاويلش نمود و نيز محتاج به تأكيد نيست كه مقدار حاجت بحسب اختلاف زمانها و مكانها در حال نوسان و اختلاف است .