فعلى « 1 » مورد مذمت و سرزنش شديد و مكرر قرآن مجيد قرار گرفته است .
انسان تنها براى زيست در اين جهان محسوس خلق نشده او براى زندگانى در جهان ديگر آفريده شده است ، و وظيفه اساسى انسان در اين دنيا عبادت و تكامل است .
ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ
« 2 »
زندگانى دنيا ( خوردن و آشاميدن و لذت بردن و . . . ) با زندگانى ديگر ( زندگانى عالى كه در راه تكامل نفس و تقرب به حق تعالى صرف مىشود ) منافات دارد ،
مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
بنابراين محبت حيات دنيا و اختيار نمودن ، آن ترك مراسم عبوديت و خروج از خط تكامل و ميل بسوى انحطاط و دورى از حق تعالى است .
الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ
كفارى كه زندگانى دنيا را نسبت به آخرت دوست دارند . در گمراهى آشكارند .
هامش
( 1 ) - دنيا مانند كبرى افعل التفضيل مؤنث است و صفت حيات ، دنيا به معناى جهان نيست و در هيچ جاى قرآن مضاف اليه از براى حيات استعمال نشده است ، الحياة الدنيا به معناى زندگى در جهان نيست بلكه معناى زندگانى نزديك تر و احتمالا پست تر مىباشد . ( دقت كنيد )
( 2 ) - جن و انس را جز براى عبادت نيافريده ام . . . مردم در اختلافند مگر آنانيكه خدا بر آنها رحم نمايد و براى همين رحمت آنان را آفريده است .