حماقت باشد ؟
با وجود امر به سعى و تحصيل اسباب در كتاب و سنت خصوصاً آيه مباركه
لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى
و با تجربههاى قطعى ممكن است به اين نتيجه رسيد كه خداوند تنها درجه اول از توكل را قبول دارد ، و به آن امر فرموده است ، و دو درجه ديگر زائيده خيال مردم خيال پرداز بوده و باخلاق اسلامى ارتباطى ندارد .
بنابراين تاپاى شتر را نبندى توكل نكن كه فضولى است ، ولى وقتى كه پاى او را بستى به اين بستن مغرور نشوى كه اسباب مبتلا به تزاحم و كسر و انكسار اند . و تأثير نهائى مستند به اقوى العلل و خداوند هم مسبب الاسباب است . ( بسيار دقت كنيد . )
ششم - تفويض و سپردن كاربه خدا
شايد معناى تفويض بسيار نزديك به معناى توكل باشد و لذا در قرآن مجيد تنها در يك مورد آن هم از زبان مؤمن آل فرعون نقل شده است :
وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
ولى از پارهاى روايات كه در بحث رضا مىآيد ظاهر مىشود كه تفويض غير از توكل است . و مىشود كه تفويض را لازم توكل دانست .
هفتم - تسليم به خدا
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي