اعتدال را از دست دهد . تكلف نوعى از رياكارى در معاملات است . « 1 » كه ممكن است گاهى منجر به رياى حرام گردد .
تكلف گر نباشد خوش توان زيست * تعلق گر نباشد خوش توان مرد
مصرع دوم بيت بسيار دقيق و عالى مى باشد .
چهارم - يقين داشتن
مجرد اقرار زبانى بوحدانيت خداوند و نبوت خاتم الانبياء ( ص ) و به معاد و عدم انكار ضروريات اسلامى براى مسلمان بودن كفايت مىكند و لو اين اقرار با شك قلبى « 2 » همراه باشد . ولى مؤمن كسى است كه قلبا تصديق و اذعان هم داشته باشد ،
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
« بيابانيها گفتند ايمان آورديم بگو كه ايمان نياورده ايد ، و بگوئيد كه اسلام آورديم ، هنوز ايمان داخل دلهاى شما نشده است . »
اعتقاد قلبى از خود مراتب و درجاتى دارد كه شايد پست ترين مراتب آن بناى قلبى و آخرين آن يقين باشد .
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
« پروردگارت را پرستش كن تا يقين برايت
هامش
( 1 ) - ريا تنها در عبادت حرام است يا در معاملات نيز حرام است ؟ كسى را در فقه نديدهام كه متعرض مسأله شود بجز محقق همدانى در ص 18 ج 1 مصباح الفقه كه بعدم حرمت حكم كرده است .
( 2 ) - حتى بعضىها اقرار با انكار قلبى را كافى دانستهاند و گفتهاند حضرت پيامبر ( ص ) با منافقين كه لسانا شهادتين را ميخواندند معامله مسلمانان را مىنموند و جاى اين بحث علم فقه است .