حقيقت انسان به حساب آوردهاند و او را بعنوان حيوان متفكر ( ناطق ) تعريف كرده اند .
در يك آيه آمده است كه بشارت بده بندگانى را كه بسخن گوش مىدهند ( ولى ) خوبترين را پيروى مىكنند آنان كسانى اند كه خداوند هدايتشان كرده ، و صاحبان عقلند . در آيه ديگر مىخوانيم
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
كور كورانه و از روى تقليد و بدون تفكر به چيزى كه علم ندارى عمل نكن .
بسا اتفاق مىافتد كه آدمى در اثر تقليد ، ساليان زيادى را به عادات خرافى سپرى نموده و ناگهان بوسيله چند لحظه تفكر متوجه سخافت آنها مىشود و جز شرمسارى عايدى ندارد . چنانچه از اول تفكر مىداشت عمر گرانقدرش بهدر نمىرفت .
در روايت صحيح از امير المؤمنين ( ع ) آمده است . عيسى بن مريم ( ع ) فرموده است :
« طوبي لمن كان صمته فكرا و نظره عبرا و وسعه بيته و بكي علي خطيئته و سلم الناس من يده و لسانه » « 1 » ،
خوشابحال كسى كه سكوت او فكر و نظر او عبرت باشد و در خانهاش باشد و بر گناه خود بگريد و مردم از دست و زبانش در امان باشند .
6 - مطالعه
مطالعه كتب اخلاق و تفسير و معارف اسلامى و درجات بهشت و
هامش
( 1 ) - ص 330 ج 93 بحارالانوار نقلا عن الخصال .