آنچه كه ملايم و هماهنگ با خواستهها و اميال اوست بوجود مىآيد . چون محبت انسان را به سوى محبوب مىكشاند قهراً از آنچه موجب رنجش و نارضايتى محبوب مىگردد دورى خواهد كرد .
محبت و عشق به خداوند نيروئى است كه بنحو چشمگيرى در رفتار و گفتار انسان تأثير گذاشته و او را بسوى پيروى دين الهى بنحو مطلوبى به پيش مىبرد .
اگر توفيق دوست داشتن خداوند مهربان شامل حال بنده گردد مسلما محبت خدا بنحو انقلابى مانع از بديها و داعى به خوبيها مىشود و اين مقام بس شامخ و اسرار آميز است .
از در خويش خدايا به بهشتم مفرست * كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس
تجربه گواه است كه دوست براى دوست خود فداكارى مىكند و حاضر است از بسيارى خواهشهاى نفسى خود بگذرد و براى رضاى او رنجهائى را تحمل نمايد ، كيست كه آثار محبت مادر به فرزندش را نديده باشد ؟ كيست كه آمادگى گذشت عاشق را از همه چيز در راه وصال معشوقهاش نفهميده باشد ؟ اگر ما به خدا محبت بورزيم و به او مهر داشته باشيم . زشتىهاى اخلاق ما به مكارم اخلاق بدل خواهد شد .
3 - ياد مرگ و فناى دنيا
توجه به نيستى خود و زوال دنيا تا حدود زيادى از حرص و طمع