اسلام دينى فطرى است و موافق طبيعت و فطرت است ، و فطرت در انسانها تفاوت نمىكند ، و با اينهمه باتمام درجات تمدن و ترقى بشرى همآهنگى و سازش دارد » ( لورد هيدلى ) .
اسلام واجد احكام درست و قوانين كاملى است ، براى جميع مراحل و مراتب زندگى بشرى در روى كرهى زمين براى جهات اجتماعى و ادارى و عسكرى و اقتصادى .
اسلام به تمام مسائل امروز بشر تماس دارد ، و دينيست كه براى همين بشرى كه در دنيا زندگى ميكنند آمده و هر كاريرا كه بشريّت به آن محتاج است بنظام درآورده ( و ب فارمر ) .
دكتر بنوه كاتوليكى فرانسوى در ضمن شرح علل برگزيدن دين اسلام چنين ميگويد :
شعور ذاتى من مانع از قبول تثليث ( سه خدا كه درين فعلى نصارى است ) بود ، و لذا من حيث لا يشعر به نصف كلمه شهادت اسلامى ( لا إله الّا اللّه ) توحيد خداوند معتقد بودم .
وقتى كه آيات قرآن را ديدم كه پيش از سيزده قرن نازل شده بود و با تازهترين مبادى علوم عصرى ما مناسبت داشت نصف ديگر كلمهى شهادت را نيز قبول كردم ( محمّد رسول اللّه ) بلى تعاليم اسلامى هر منصف با فكر را وادار مىكند كه اقرار كند اسلام دين خداوند است نه زائيدهى فكر حضرت محمد ( ص ) زيرا او درسى نخوانده بود و استاد نديده بود و اگر فرضا قبول كنيم او درس
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٨٩