( 3 ) از واضحات تاريخى بسيوادى آنحضرت است او در تمام دوران عمر قبل از پيامبرى خود نه درسى خواند و نه خطى نوشت ، او به حكم محيط ظلمانى خود مانند سائر مردمان مكّه نوشتن و خواندن را بلد نبود .
قرآن مقدس اين موضوع را آشكارا بيان نموده ، و در سورهى عنبكوت ( آيهى 47 ) چنين ميفرمايد :
ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ
.
يعنى قبل از نزول قرآن نه خوانا بودى و نه چيزى بدستت مينوشتى ، تا مبطلين ( مدّعيان بطلان حقّ در پيغمبرى و نزول وحى ) شك و ترديد مينمودند ،
آيهى 17 سورهى يونس چنين است :
قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
.
بگو اگر خدا ميخواست تلاوت نميكردم قرآن را بر شما و نه شما را به آن آگاه ميكردم ، محقّقا در بين شما عمرى را ( به بيسوادى ) پيش از نزول قرآن گذراندم آيا بعقل خود رجوع نمىكنيد .
در سورهى اعراف ( آيهى 157 و 158 ) بامى ( يعنى بيسواد ) وصف شده است .
اگر آنحضرت بيسواد نمىبود آيا ممكن بود در بين مردم به طور آشكار چنين دروغى ميفرمود ( نعوذ باللّه ) آبروى خود را مىبرد ، و آيا مردم راهى براى تكذيب ادعاى پيغمبرى او پيدا نمىكردند ،