( تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ )
و ميفرمايد : كسانى كه ظهور فاحشه و زشتى را در بين مؤمنين دوست دارند براىشان ( بواسطهى همين محبّت تنها ) عذاب دردناكى است :
( إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ )
دقّت فرمائيد .
از بيانات گذشته فهميده شد كه قوانين دين حتّى براى لحظهاى هم ضامن اجرائى خود را از دست نخواهد داد ، زيرا خداوند به همه چيز دائما علم دارد ، غفلت و جهل دربارهى او متصوّر نيست و خداوند از شاهرك انسان به او نزديكتر است و به تمام انديشههاى درونى انسان علم دارد .
بلى خداوند حكيم و عليم و عادل كه طبيعت انسان مخلوق اوست صلاحيّت وضع قانون را دارد نه غير او .
از مطالب بالا نتيجه مىگيريم كه زندگى بدون تديّن بدين خداوند غلط و ناقص است .
قرآن به همين حقيقت غير قابل انكار اشاره مىفرمايد :
وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
.
قسم بعصر ( شايد مراد عصر كمال انسانيت و ترقى فضائل بشريّت باشد ) كه انسانها در زيانند مگر آنانيكه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته را انجام دادهاند ، و ( ديگران را ) سفارش به ( قبول ) حق و