امّا اخ لك فى الدين ، و امّا نظير لك فى الخلق . . . ص 984 ج نهج - البلاغة ترجمهى فيض الاسلام . همانا مردم دو دستهاند يا برادر دينى تو هستند ( مسلمان ) ، و يا مانند و نظير تو در آفرينش ، اشتباه و تقصير آنان بايد با عفو و گذشت مواجه گردد چنانچه ميل دارى خداوند در مقابل خطاهاى تو عفو فرمايد .
دين بواسطهى اعتقاد به خدا و روز قيامت اين قدرت را دارد كه همهى بشر را تحت حكومت واحد جمعآورى نموده و حقيقتا آنها را ملت واحدى بگرداند . « 1 »
جز دين هيچ امرى چنين صلاحيتى را ندارد .
دين همانطويكه افعال را تحت ادارهى خود قرار ميدهد بر ارادهى انسانى و صفات اخلاقى و غرائز باطنى او نيز قدرت حكومت و قابليّت نفوذ را دارد ، زيرا اعتقاد بعلم خداوند و روز قيامت و موقف حساب خواهى نخواهى باطن را تصفيه مىكند ، و خوف قيامت از هزار پليس ظاهرى مؤثرتر است .
قرآن ميفرمايد : آنچه را در نفسهاى خود پنهان ميداريد يا آشكار ميسازيد خداوند از شما حساب آنها را خواهد گرفت
( إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ )
بهشت براى كسانى است كه اراده و قصد تكبر و برترى و فساد را در روى زمين نداشته باشند
هامش
( 1 ) اگر اين كار تاكنون صورت نگرفته نفى قابليّت دين را براى اتحاد مذكور نمىكند بلكه مستند به تقصير مردم است .