معجزه ميگويند .
دانشمندان علم كلام معجزه را چنين تعريف كردهاند .
معجزه كاريست فوق عادت ( و داخل امكان ) كه پس از ادعاى منصب نبوّت صورت ميگيرد و بشر از انجام مثل آن عاجز است و كار مذكور مقرون به تحدى مىباشد يعنى بمردم ميگويد ، اگر ادعايم را قبول نداريد بيائيد مانند اين كار را شما هم بجا آوريد . « 1 »
بلى خداوند بايد به صاحبان منصب الهى قدرتى عطا فرمايد كه در مواقع لازم اعمال خارق العادهاى را انجام دهند تا مردم بفهمند كه آنها در دعوى خود صادقند .
مثلا ملّت همه ميفهمند كه راديو تحت اختيار حكومت است .
ممكن نيست گوينده و ناطق راديو از طرف خود بر خلاف نظريهى حكومت اخبار را نشر كند و تكذيب و بلكه مجازات نشود ، و بنابر اين وقتى در راديو اعلان مىشود فلان شخص مثلا بوزارت داخله منصوب شد همه قبول ميكنند كه شخص مذكور از طرف حكومت مؤظف شده و اوامرش را قانونى ميپندارند . « 2 »
هامش
( 1 ) شايد پيغمبر قدرت انجام دادن معجزه را نداشته باشد بلكه معجزهء مذكور تنها بارادهى خداوند در موقع خواهش پيغمبرش انجام گيرد اين احتمال باصول اسلامى و عقلى بهتر سازگار است .
( 2 ) اتفاقا اين مثال را عصر روز 52 / 4 / 53 نوشتم فردا صبح راديوى افغانستان زوال رژيم سلطنت و آغاز نظام جمهورى را در كشور اعلام كرد ، -