سببپذير نيست نميشود كه به او عقيده نمود .
جواب اين شبهه براى مطالعهكنندگان اين كتاب خيلى سهل است ، زيرا آنها ميدانند كه هر ممكن الوجود محتاج به سبب است و نه هر موجود - واجب الوجود وجودش ذاتى خودش است و سبب وجود همهء ممكنات است و به غير خود نيازى ندارد .
بعلاوه ازين آقايان سؤال مىشود كه ماده هم موجود است ، سبب وجود ماده چه مىباشد ؟ مسلما جز سكوت چارهاى نخواهند داشت .
( 3 ) جهان مادى اگر ازلى و بينياز از علّت نباشد بايد معلول علّت خود باشد ، و آنوقت بايد گفت كه از نيستى بوجود آمده در حالى كه نيستى سبب و باعث موجود نخواهد بود .
اين شبهه خيلى مضحك است زيرا كسى نگفته كه نيستى سبب هستى مىشود ، خداشناسان ميگويند ( خداوند دنيا را از نيستى خلق كرد ) معناى اين جمله اين نيست كه ( عدم علّت مادى دنيا باشد ) بلكه مراد اينست كه خداوند اشياء را بعد از اينكه موجود نبودهاند آفريده است .
ما ازين گوينده سؤال ميكنيم صورتهائى كه بر مادّه حادث مىشود و در ازل موجود نبوده چطور از عدم و نيستى بهستى گرائيده ؟
مثلا ما فرض كرديم ماده احمد و منزل احمد و لباس احمد قديم است ( در حالى كه سابقا مدلّل كردهايم ماده حادث است ) ولى صورت احمد و صورت منزل و صورت لباس او كه مسلما قديم نيست ، و هيچ عاقلى هم
متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٠٤