تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
مؤلف در چند كتاب خود در مورد ليلة القدر مطالبى را حسب استعداد ضعيف خود نوشته است و از تكرار آنها در اين كتاب آخر خود معذرت مى خواهد .

پناه بردن موسى از رجم

« وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ »
( الدخان : 20 ) ؛ موسى به فرعون و عمله حكومت او گفت : من به خداى خود و خداى شما پناه مى برم كه مرا سنگسار كنيد و اگر به پيامبرى من ايمان نياوريد از من دورى كنيد . من نمى دانم خداوند با اينكه در ابتدا موسى را بيمه كرده بود چرا از فرعونيان اين قدر ترسيده است و از نظر عقلى موسى آمده بود كه حكومت فرعون را بگيرد و بعداً فرعون و لشكر او را به قدرت خداوند در آب نيل نابود كرد « 1 » ، بعضى گفته اند مراد از رجم سنگسار كردن نيست ؛ بلكه اتهام جادوگرى و دروغگويى است ، اين تفسير يا تأويل سؤال را شديد تر مىكند اتهام آنان مانند اتهام همه دشمنان انبياء يك امر پيش پا افتاده است ، موسى را چه باكى از آن ، به هر حال مؤلف از كمى علم خود جوابى ندارد .

فناى دنيا

« كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ، وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ ، وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ ، كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ ، فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ »
( الدخان : 25 - 29 ) ؛ چه بسيار باغها و چشمه ها و زراعت ها ( يا زمين هاى زراعتى ) و جايگاههاى عالى و چه نعمتهايى كه در آن غطه ور بوده اند ترك كردند و بدين گونه آنها را به مردم ديگرى به ميراث داديم نه آسمان بر آنان گريه كرد و نه زمين و نه مهلت شان داديم .
هامش
( 1 ) - در تفسير الميزان آيه را طورى معنى كرده كه اين ايراد وارد نيايد و به نظر من آيه ظهور درستى در آن ندارد .