تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
راضى مىشويد خواب هاى پريشان مرد بى سواد را هنر بدانيد ، شما در بيدارى بسيار آشفته گپ مى زنيد ! آيا تمدن سازى از خواب ها تا كنون بيرون آمده ؟ به هر حال از اين جمله و ساير جملات متعدد او تا حدود زيادى اعتقاد او به دين اسلام و نبوت خيالى پيام‌آور خوابها ! ! فهميده مىشود ، و در كل صراحت دارد . جوانان عاقل بايد فريب او را نخورند .

قانون سببيت

مى گفتند رشته‌ى سببيت « 1 » دستان خدا را بسته است ،
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ،
آنچه در جهان مىرود به اذن پروردگار اوست و اگر نازى كند از هم فرو ريزند قالب‌ها ، . . . سبب و علت واژه قرآنى نيست كه كلمه خلق واژه برگزيده راوى اين متن مقدس است ( خوابنامه و قداست ؟ كوسه و ريش پهن ! ) اين نويسنده بعد از كلمات فوق همه معجزات انبيا را از بىخبرى و يا از روى تعمد مخالف قانون سببيت بيان داشته تا قرآن را بيشتر توهين كند ، او نمى فهمد يا نمى خواهد بفهمد كه معجزات انبيا از قانون سببيت بيرون نيست ، منتهى اشيا ممكن است اسباب طبقه بندى شده‌اى داشته باشد كه هنوز علوم تجربى به آنجا نرسيده است ، مقدارى از كارهاى مرتاضان كه نيرنگ نيستند احتمالا از همين مقوله به حساب مىآيد .
هامش
( 1 ) -قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ؛يهوديها گفتند دستان خدا بسته است ( توانايى ندارد ) دست‌هاى خودشان بسته باد ، دستان خدا گشاده است و قدرت او عام : ببينيد آقاى سروش كلمه رشته سببيت را در كلام يهوديها از خود زياد نموده تا آيه را به نيرنگ مبطل قانون سببيت معنا كند ، اين اولا و ثانيا او ظاهرا نفهميده كه باز بودن دست خدا هيچ تزاحمى با قانون سببيت غير قابل تخصيص ندارد ، كه در طول همديگراند نه در عرض همديگر و جهل به اين نكته خيلى از نويسندگان را به اشتباه انداخته است . حرف اخير ما كه آقاى سروش را ممكن است خيلى ناراحت كند اينكه قانون سببيت يكى از قوانين محكم تكوينى همين خداوند جهان است .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 384 | الشيخ محمد آصف المحسني