او ) در همه جهان خلقت در پناه همين قانون سببيت است و سببيت يكى از سنتهاى الهى است ،
« وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا . .
و تحويلا » .
او خود مسبب الاسباب ( سبب ساز ) تكوينى مىباشد ، بسط يد و عموم اراده او با قانون سببيت در طول همديگر هستند نه در عرض هم ،
نكتهها مانند الماس است تيز * گر نمى فهمى زپيش ما بخيز
يك نكته ديگر
اسباب بر دو قسم است ؛ اسباب عادى و اسباب عقلى ، و از جانب ديگر زندگانى ما در دنياى كنونى با زندگانى ما در آخرت تفاوتهاى زيادى دارد . تفاوتهاى عمده اين دو نوع زندگانى در كتاب معاد نگارنده بيان شده است .
به هر حال اسباب عقلى از مسببات خود غير قابل جدايى است و ترتب دوم بر اول ضرورى است ، دنيا و آخرت ، خالق و مخلوق همه در برابر آن يكسان است ، و به اصطلاح عقلى ضرورتهاى وجودى و يا عدمىدر مقابل امور ممكنه - قابل تخصيص و تخلف نيست . و قدرت خداوند ازلى اختصاص به ممكنات دارد .
ولى اسباب عادى دنيوى با اسباب عادى آخرت زياد تفاوت دارند ، به طور نمونه :
1 - آميزش سالم زن و مرد ، بلكه مطلق نر و ماده موجب حمل و ولادت است ، ولى در آخرت چنين نيست .
2 - تكرار نعمت ، تدريجا فاقد لذت مىشود ، ولى در آخرت چنين نيست .
3 - اصل انتروپى ، در قيامت نفوذ ندارد .
4 - اشتهاى بهشتىها ممكن است خيلى بيشتر از اشتهاى فعلى آنان باشد ،