تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
بيچارگان واجب شرعى « 1 » و خوردن همه ميراث و محبت زياد مال حرام است . در حالى كه مؤلف دليل روشنى بر و جوب نفسى دو امر اول و حرمت نفسى دو امر آخر ، پيدا نكرده و در دايره معلومات محدود خود فقيهى را نديده كه به وجوب و حرمت اين چهار عنوان قايل شده باشد . در مورد ترغيب بر اطعام فقير و در حق يتيم دو آيه ديگر نيز وجود دارد :
« أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ ، . فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ ، وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ »
( الماعون : 1 - 3 ) و
« إِنَّهُ كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ ،
وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ »
( الحاقة : 33 - 34 ) ؛ كلمه ى « دع » به معناى دفع شديد است كه مىشود از آيه حرمت آن را استنباط نمود اگر اين دفع شديد را با قهر يكى بدانيم به حرمت آن قايل مى شويم ؛ زيرا قهر به معناى غلبه است . و مراد از آن ، خوردن مال يتيم به زور است كه عربهاى جاهلى چنين مى كردند ؛ ولى اكرام يتيم واجب نيست و نه اكرام مومن و عالم . اطعام مسكين در فرض تلف او از گرسنگى ، بر همه واجب كفايى است كه اگر از وجوهات شرعى ممكن نباشد از مال شخصى واجب مىشود ؛ ولى قصد آن از آيات مشكل است و نيز قيد آن به وجوب اطعام مسكين از زكات و رد مظالم و خمس و صدقات واجب ديگر هرچند درست است ؛ ولى اطلاق آيه چنين نيست مگر اينكه آن را بر همين فرض حمل كنيم . بعيد نيست از اول بگوييم : ترغيب بر اطعام فقراء و مستمندان و اكرام يتيمان مستحب است و نيز كمك به يتيمان و اطعام مسكين‌ها هر چند واجب نيست و مستحب است ولى منافاتى ندارد كه خداوند مكلفين را به دو امر راجح امتحان كند و اين آزمايش از اهميت اين دو امر
هامش
( 1 ) - وقتى ترغيب و حض بر اطعام واجب باشد ، خود اطعام فقير بر متمكنين به طريق اولى واجب مىگردد .