تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
در نزد خداوند حكايت دارد و همچنين در خوردن ميراث « 1 » و اما حرمت محبت زياد مال ممكن است ذاتى نباشد بلكه به لحاظ لوازم محرمه آن باشد كه مانع ازدادن زكات و خمس و كفارات و صله رحم مى گردد . والله العالم بكلامه و احكامه .

دك زمين

« كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا »
( الفجر : 21 ) ؛ دك به معناى زمين صاف و نرم است و گاهى به معناى كوبيدن مى آيد ، و در آيه فوق هر يكى از اين دو معنى محتمل است ، و به هر صورت اين آيه بر نا بودى زمين دلالت ندارد اينكه چرا زمين هموار و نرم مىشود دليل آن را ما نمى دانيم . سوال مهم اين است كه آيا زمين ما ، پاشيده و قطعه قطعه و منتشر مىشود يا پس از تسويه شدن زمين و رفتن كوهها هموار و صاف باقى مى ماند ؟ بر احتمال اول آيات سوره طه شهادت مىدهد :
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً ، فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً ، لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً »
( طه : 105 - 107 ) ؛ از تو در باره كوهها سوال مىكنند ، بگو پروردگارم آنها را بر باد مىدهد و زمين را « 2 » صاف و هموار بى آب و گياه مى سازد بگونه‌اى كه بر آن پستى و بلندى نمى بينى . بر احتمال دوم جمعى به آيه عنوان بحث استدلال كرده اند و « دك » را به معناى نابودى و انتشار اجزاء گرفته اند كه اين قول همان گونه كه در كتاب معاد نوشته‌ايم متعارض
هامش
( 1 ) - ممكن است كلمه لما كه به معناى جمع است دلالت بر خوردن همه ميراث باشد كه به مستحقين ديگر حق شان داده نشود . ( 2 ) - ظاهراً ضمير « فيذرها ، فيها » مانند ضمير « ينسفها » به سوى جبال بر مىگردد ؛ ولى كلمه نسف با مفهوم ماندن آنها قاعاصفصفاً . . مناسبت ندارد ، لهذا دو ضمير آخر را به سوى زمين ارجاع داديم و مىشود كه اين دو ضمير را مانند ضمير اول « ينسفها » بر كوهها بر گردانيم كه بازهم از لازمه عقلى يا عادى بقاى كره زمين است و گرنه غبارها زمين مستوى گفته نمى شود .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 326 | الشيخ محمد آصف المحسني