تلاش به سوى پروردگار
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ »
( الإنشقاق : 6 ) ؛ اى انسان تو به سوى پروردگارت تلاش خسته كننده اى دارى پس آن را ملاقات مىكنى .
ظاهراً اين آيه گويى اخبار از اين است كه مراد از انسان مطيع حق است كه به سوى پروردگار در حركت است و به عمل و يا به جزاى عمل خود در دنيا و آخرت مىرسد ؛ ولى از تفصيلى كه در آيات بعدى مى آيد پيدا است كه مراد از كدح ( تلاش خستگى ) مذكور تلاش تشريعى مخصوص به مومنين نيست ؛ بلكه تلاش تكوينى همه افراد انسان است چه كافر و چه مومن ( دقت كنيد ) .
حساب سهل
« فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً ، وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً »
( الإنشقاق : 8 ) ؛ گويا دادن نامه هاى حساب از پيش رو و به دست راست ( قيامت جسمانى است ) اولين خوشحالى مومنين است كه در حساب بعدى « 1 » او مسامحه مىشود و حساب زيادى ندارد ما از خداوند چنين تفضلى را توقع داريم ؛ ولى دادن نامه از پشت سر به دست چپ زنگ بزرگ عذاب دايمى را به صدا در مى آورد ( پناه به خدا ) بعضى از مفسرين ، اهل اصحاب يمين را حور و غلمان و غيره دانسته ؛ ولى ممكن است اين اهل بعضى از خويشاوندان نزديك او را كه قبل از او به بهشت رفته نيز شامل شود و حتى برخى از ملائكه را اگر در معيت بهشتيهاى باشند ؛ بلى آنانى كه اولًا به بهشت مىروند اهل شان غير از خويشاوندان مىباشند .
هامش
( 1 ) - بعضى آِيات ديگر نيز مانند آيه 14 اسرى دلالت دارد كه حساب مردم متاخر از دادن نامه اعمال بندگان است .