تفسير سوره انشقاق
« إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ »
( الإنشقاق : 1 ) ؛ آيه مباركه ؛ مانند سائر آيات از انشقاق و شكاف آسمان خبر مىدهد و بعضى از مفسرين روز « 1 » آن را به كرات آسمانى بدون دليل تأويل مىبرد كه كار غلطى است و مكرراً گفته ايم تأويل القرآن بدون دليل شرعى جايز نيست آنچه كه اين تأويل را باطل مىكند دو آيهى اول سوره انفطار است كه كلمه ى سماء ( آسمان ) را در برابر كرات و كواكب بيان مىكنند كه قرينه روشن بر تغاير آن دو است ، و احتمال عطف تفسيرى بسيار بعيد است
« إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ ، وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ »
( الإنفطار : 1 - 2 )
إذا السماء انفطرت و اذا الكواكب انشرت » ؛ مفسر مذكور بازهم آسمان را به كرات آسمانى تفسير كرده است كه تأويل است . او احتمالًا اين تأويل را به اين جهت موجه دانسته است كه به جز كرات و ستارهها و سيارهها ، آسمان مفهوم ديگرى ندارد .
بلى درست است ما تا كنون معناى آسمان را نفهميده ايم ؛ ولى نفهميدن ما بايد موجب توقف ما در تفسير شود ، نه مجوز تأويل خصوصاً كه قرآن بعد از اخبار به انفطار آسمان و شكافتن او متعرض حكم ستارهها و كواكب هم شد و حكم آنها را مغاير حكم آسمان ( انفطار و انشقاق ) بيان داشته كه انتشار ( پراكندگى ) باشد و درجاى ديگر صفت « انكدار » را ذكر كرده و در مور آسمان باز هم وصف ديگر « كشط » به كار رفته و آسمان مطلق تنها به هفت آسمان تقسيم و تسويه شده است و كواكب و نجوم به حكم حس زياد است .
بلى مقابله آسمان با نجوم و ستارگان و اختلاف اين دو در اوصاف و تقسيم او به هفت تا علايم تغاير اين دو مىباشد .
هامش
( 1 ) - تفسير نمونه ج 26 سوره انفطار و انشقاق