و اما جملهى سابق بر اين جمله در آيه مذكور :
« إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » .
از نظر عقلى مخصوص به هر شىء ممكن است و ضروريات ؛ ( يعنى واجب الوجود و ممتنع الوجود ) قابليت تعلق قدرت حق تعالى را ندارند . و جمعى از كور دلان اين موضوع روشن را نفهميدهاند . ضرورت عدم يا وجود چگونه صحت و امكان تغيير را دارد ؟ !
تفسير سوره تحريم « 1 »
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ »
( التحريم : 9 ) ؛ اى پيامبر ! با كفار و منافقين جهاد كن و بر آنان سخت گيرى نما . . .
واقعيتهاى تاريخ زمان رسالت آن حضرت بسيار روشن است كه جهاد با كفار و منافقين هر چند به ظاهر آيه از يك نوع است ؛ ولى شايد اين سياق يكنوع فشار روحى بر منافقين بوده كه ممكن است عليه آنان همانند كفار جنگ و مبارزه مسلحانه صورت گيرد ، و گرنه پيامبر با منافقين به خاطر اقرار ظاهرى آنان به اسلام و اصول اساسى آن ، جنگ مسلحانه نكرد ؛ ولى مراقبت از حال آنان و ايراد يك نوع فشار روانى و امر به معروف و نهى از منكر و تأديب در حق آنان به اساس دستور فوق بوده كه مىشود آن را جهاد ثانوى نام نهاد ، و يا جهاد روانى در مقابل جهاد فيزيكى با كفار از آيات سوره توبه پيدا است كه اگر خداوند به رسولش عمر بيشترى مىداد كار منافقين را يكسره مىكرد و جامعهاى اسلامى را از لوث وجود و فكر كثيف آنان پاك مىنمود .
هامش
( 1 ) - اين سوره مدنى و داراى 12 آيه مىباشد .