بعضى از آنها پيدا كند .
مطلب دوم : رجحان رهبانيت كه ازمردم كناره گيرى و در كنجى مشغول به عبادت شود ، نيز ثابت نيست . ؛ بلكه تأكيد مكرر بر حضور در نماز جماعت و تشييع جنايز و عيادت مريضان و امثال اينها و لزوم امر به معروف و نهى ازمنكر و لزوم ارشاد و حرمت شديد قطع رحم و تأكيد بر صلهرحم و وجوب حج و جهاد و استحباب عمرهى مفرده و اصلاح منازعات و تعاون بر نيكويى و تقوى و حسن يا لزوم تلاش در اقامهى حكومت اسلامى و تأسيس جمعيت هاى خيريه براى كمك به ايتام و بيوهزنان و مبارزه با ظلم و فساد و تحصيل و وجوب نفقه ، مشروعيت رهبانيت و به معناى خزيدن در خلوت براى ذكر و نماز و دور شدن ازمردم را غالباً زير سؤال مىبرد .
كارهايى كه جمعى از مدعيان تصوف مىكنند كه از جمله گدايى كردن از مردم است توهين به نفس و جايز نيست . ترهب را اگر به خوف نفسانى از معصيت و يا به خشوع از مقام ربّ العزة تفسير كنم ، هيچ ربطى به گوشهگيرى دائمى ندارد .
تجربه نشان مىدهد كه جمعى رو به صومعهها و ديرها و خانههاى عبادت آوردند ؛ ولى بعدها اين خانهها به شرابخانه و محل فحشاء و كباير تبديل شد ، تحريم ازدواج بر زنان و مردان تارك دنيا آنان را در وسط كار به فحشا و منكرات رسانيد ، زن گرفتن و نكاح كردن غالباً بر جوانان ذكور و اناث واجب عينى مىشود .
رفتن در مجالس غنا و رقصيدن زنان و مردان برهنه و حضور در فاحشهخانهها و دخول و جلوس در اماكن غصبى و تصرف در اموال مردم ، حرام و گناه كبيره است ؛ ولى ربطى به گوشهگيرى مطلق و زندانى كردن خود در كنج خلوت ندارد .
به هر حال بعد از انجام واجبات و ترك محرمات عبادت به جزء خدمت خلق نيست كه
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٢٤