شويد ، ولى بايد اين ظاهر را تاويل برد .
اولا كه انبياء و اوليا كه قرآن و حديث و تاريخ نقل مىكند از بلاها ناراحت شدهاند و گاهى گريستهاند كه مطابق طبع بشرى آنان است .
و ثانيا ؛ اگر از نعمتها خوشحال نشوند چگونه شكر گزارى كه از همه صاحبان نعمتها به شمول انبيا و اوليا خواسته شده صورت گيرد ، شكر گزارى خداوند به مجرد لقلقه زبان نيست ، طبعا دل مسرور مى گردد كه آدمى وادار به شكر از آنها مىشود .
اگر به ظاهر آيه جمود كنيم حتى در ميان انبيا كسى را كه نه مصيبت بدش بيايد و نه به نعمت دلش خوشحال شود پيدا نمى توانيم . اگر كسى امروز اين مقام را ادعا كند به نظر من يا دروغگو مى باشد و يا طبيعت و فطرت انسانى او ناقص است .
و هيچ بعيد نيست كه مراد ناراحتى شديد و فرح شديد باشد . « 1 »
گاهى گرسنگى و خوف براى تحصيل كمال و ثواب نيست كه انتقام از اعمال بد آدمى است كه هيچ اشكالى ندارد
« فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ »
( نحل : 112 ) به خاطر كفران مردم قريهاى كه رزق آن از هر جا مى رسيد لباس گرسنگى و خوف را بر آنان پوشانديم .
اين دو سه آيه به شكل نمونه نقل شد .
يك سؤال علمى اينجا باقى مانده است كه اين بلاهاى طبيعى و يا حتى به شمول مظالم اختيارى بندگان بر مظلومين ، آيا تنها براى تنبيه بندگان و رسيدن آنان به مقامات بالاى
هامش
( 1 ) - و همچنين در بعضى از آيات ديگر كه اين دو لفظ و يا امثال آن ذكر شده است ، و الله العالم بمراده و انى اعوذ به من جهلى بكلامه تبارك و تعالى .