گفتار مختصر ذيل بايد توجه شود . « 1 »
1 - حياة الدنيا ، دو معنى دارد : حيات پستتر كه شامل افعال حيوانى و اعمال بيهوده و محرمات و فسق و فجور و كار و كسب و تجارت و پول پيدا كردن براى خوردن و آشاميدن و استراحت بدون هدف ديگر مىشود .
2 - مىشود كه در مقابل آن ، حيات و زندگانى طيبه را قرار داد كه از اعمال لهو و لعب ، به دور است و تحصيل مال را به قصد حفظ جان و براوردن حاجات معقول خود و فاميل خود به امر خدا انجام مىدهد و به اين قصد كه خدا را عبادت كند و به كمال نفسى خود برسد و به ديگران هم در فرض توان كمك كند .
3 - معناى دوم الحياة الدنيا ، حيات حاضر - زندگانى حاضر است ممكن است گاهى زندگانى حاضر هر دو نوع سابق زندگانى - پست و طيبه - را شامل شود ، ممكن است گاهى به معناى يكى ازاين دو آمده باشد .
4 - زندگى كه معناى مصدرى الحياة است ، عطاى خداوند و بالاترين نعمت اوست و اين كه آيا حيات حاضر گاهى زندگى را نيز شامل مىشود يانه بايد گفت : والله العالم « 2 »
5 - قسم سوم زندگانى ما در برزخ است كه روح با بدن برزخى زندگانى مىكند كه شناخت درستى از آن در ذهن نداريم و مقدار اندكى كه در قرآن و احاديث آمده در كتاب معاد آن را ذكر كردهايم ، اهل علم به آنجا مراجعه كند .
هامش
( 1 ) - ظاهراً من اين بحث را در محلى ديگر از اين كتاب نوشتهام ؛ ولى به خاطر اهميت موضوع و زياد به كار گرفتن اين كلمه ( الحيوة الدنيا ) در قرآن ، آن را بازهم توضيح مىدهيم .
( 2 ) - يعنى يك لفظ به معنانى مصدر و اسم مصدر هر دو استعمال شود .