سقوط اسباب ظاهر مىشود باز هم در سورهى بقره آيهى 166 به طور كلى مىفرمايد : « تقطعت بهم الاسباب » ؛ همهى اسباب و اتصالات حاكم در اينجا ، از هم بريده و جدا مىشوند . و عمده شفاعت است كه آنهم به اذن خدا و رضاى او صورت مىگيرد و تنها دو عامل مؤثر در قيامت سر نوشت ساز است ، اعمال و اخلاق و عقايد خود مكلفين و رحمت و جود و كرم خدا « 1 » كه مسلماً بين دو عالم پيوند هايى وجود دارد .
خدايا در اين دنيا هدايت و در آن جهان عنايت و نورانيت تو را خواهانيم ؛ « مولاى يا مولاى انت الرب و انا العبد و هل يرحم العبد الا الرب ؟ » نه بهشتيها به دوزخىها كمكى مىتوانند و يا نمىكنند و نه دل ملائكه دوزخ به حال كسى مىسوزد و نه وعدهى دروغين دوزخىها كه در فرض نجات از دوزخ و برگشت به دنيا خود را اصلاح مىكنيم ، بالاخره تمام راهها بسته است و تنها ، تدين دنيا و رحمت خدا و گرنه دوزخ و عقابهاى آن . خدا يا توفيق بندگى را در بقيه عمر بما به عظمت خودت مرحمت بفرما .
تسليم شدن به حق تعالى
به راستى مرد مؤمن هميشه بايد اين آيهى مباركه را فراموش نكند و معناى آن را در دل نگهدارد :
« أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ . . . »
( الحديد : 16 ) ؛ آيا وقت آن نرسيده كه دلهاى مؤمنان به ياد خدا و دستورات حق او كه ( از آسمان ) نازل شده خاشع و نرم گردد و مانند آنانى كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد ؛ ولى به مرور زمان دلهاى شان قساوت پيدا كرد و اكثر شان ( از راه حق ) بيرون رفتند ، نباشيد .
هامش
( 1 ) بقيه مسقطات عقاب كه در مجلد دوم حدود الشريعة ذكر شده و احتمالا در مادهى غفر آمده است ، به همين دو بر مىگردد .