* - چاق است يا لاغر يا متوسط ؛
* - عقيم است يا زاينده ؛
* - مايع است يا جامد ؛
و دهها امثال اين تقسيمات كه در حق موجودات مادى صحيح است . و از دو طرف اين تقسيمات خالى نيستند ؛ در حق خداوند مجرد ازماده و جسم و خارج از مكان و زمان نمىآيد ، همانگونه كه نمىشود بگوييم خداوند زنده است يا مرده خداوند مجرد كه علم و قدرت عين ذات اوست نه جسم دارد و نه روح ، نه زندگى دارد نه مرگ ، تعالى الله عنه علواً كبيراً .
بلى كتاب آسمانى ما ، مكرراً خداوند را به كلمهى « حى » توصيف نموده است و از اين نظر ، ما به اين وصف خداوند اعتقاد داريم و آن را صحيح و حق مىدانيم ؛ ولى معناى تفصيلى آن را نمىدانيم .
2 - حيات ملائكه و فرشتهگان ؛
3 - حيات جن و شيطان ؛
هر دو دسته ( جن و فرشته ) جسم لطيف هستند و احتمال مىرود صاحب روح باشند . والله العالم .
4 - حيات إنسان
حيات إنسان كه از تعلق روح و نفس ناطقه « 1 » به بدن فيزيكى او پيدا مىشود ؛ اين حيات در رحم پيدا مىشود كه حمل آدمى داراى حياتى مىشود كه با حيات بعد از تولد فرق دارد و لذا مىشود حيات إنسان را دو نوع يا يك نوع سه درجهاى بيان كرد ، حيات حمل در ر حممادر ، حيات طفوليت دو سالگى و حيات بعد از آن .
هامش
( 1 ) - روح و نفس ناطقه ، هر دو يكى است إنسان يك حقيقت است .