عرف به خاطر ضعيف بودن احتمال مقابل اطمينان ، اطمينان علم عرفى به حساب مىآيد و عمل عقلاء در حفظ جان و اموال و ناموس بر كفايت اطمينان است . آيات رادعه و مانع از عمل به ظن ، ا طمينان را شامل نمىشود هر چند از نظر عقلى اطمينان فردى از ظن است ؛ ولى عرف آن را علم عادى مىدانند .
و لذا من تاكنون نديدهام كسى از دانشمندان ، اطمينان را حجت ندانسته باشد به جزء استاد بزرگوار ما فقيه عصر خود مرحوم مغفور سيد محسن حكيم ( رضوان الله عليه ) در كتاب حقايق الاصول .
من خدمت ايشان زياد رفت و آمد داشتم . سؤالات شرعى مقلدين افغانى خود را به من دستور داده بودند جواب بدهم . من مىدانم كه ايشان در بسيارى از موارد به اطمينان خود عمل مىكردند و لذا آنچه را كه در حقايق الاصول نوشتهاند بايد نظر ابتدايى شان دانست .
بلى اعتقاد اطمينانى در اصول و فروع حجت است بر خلاف ظن كه رجحان آن 51 تا 90 در صد باشد . و به عبارت دقيقتر كه رجحان آن به سكون نفس نرسيده باشد بلى در شريعت مواردى داريم كه ظن به دليل خاصى حجت است كه به آن اعتماد مىشود .
فوايد فرعى اين بحث
1 - بعضى از متكليمن در اصول دين اعتقاد ظنى را كافى دانسته و صاحب آن را مسلمان مىداند ؛ ولى اين قول با طل است .
2 - گمان بد به خدا ، حرام و مهلك است كه از قرآن به دست مىيآيد :
« بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً