تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بلى مىشود خداوند چيزهايى را به انبياء ياد بدهد
( وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها . . »
( البقرة : 31 ؛ ) ولى پس از تعليم ديگر آن علم ، علم غيبى نيست ؛ بلكه علم مشهود و عادى است اگر مجازاً آن را علم غيب بگوييم به اضافه ديگر ان است كه نمى دانند . نه علم غيب حقيقى .

علم غيب حقيقى

ديشب سيبى را در پنهانى خورديد و علم خود شما به خوردن آن شهودى است ، ولى براى ديگران علم به غيب است كه عقلًا ممتنع است . وقتى شما مثلًا به پسر خود از خوردن سيب خبر داديد او علم حصولى پيدا مىكند ، ولى پس از گفتن شما اين علم شهودى است نه اينكه پسر شما علم به غيب پيدا كرد ، مگر بنحو مجاز و اضافه ، يعنى پسر شما چيزى را مىداند كه همسايه نمىداند . حالا اگر اين مطلب فهميده شده باشد به اين سؤال مى رسيم انبياء و اولياء الله علم به غيب دارند ؟ جواب قاطعانه مى دهيم نخير . سؤال را محدودتر مىكنيم آيا خداوند به انبياء و اولياء علم به همه چيز را داده است يانه ؟ جواب قاطعانه بر خلاف انتظار مردم متدين عوام و اهل علم متوسط ، بازهم منفى مىباشد كه خداوند چنين كارى نكرده است .
« قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ ، فَراغَ إِلى أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمِينٍ ، فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قالَ أَ لا تَأْكُلُونَ ، فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قالُوا لا تَخَفْ وَ بَشَّرُوهُ بِغُلامٍ عَلِيمٍ »
( الذاريات : 25 - 28 ) ؛ ( ملائكه بزرگوار خداوند به شكل إنسان هاى مهمان ) بر ابراهيم داخل شد و سلام كردند و ابراهيم جواب سؤال آنان را داد ولى آنان را نشناخت ، يواشكى نزد اهل خانه خود رفت ( و از مهمان نوازى فوق العاده خود ) گوساله چاق را بريان كرد براى آنان