تفسير سوره ذاريات « 1 »
علم انبياء به موضوعات خارجى
هيچ مخلوقى علم به غيب ندارد ؛ زيرا علم يا حصولى است و يا حضورى ، وقتى چيزى از مدرك پنهان باشد چگونه ( صورت او ) در ذهن مدرك بيايد و يا عين او در نفس او تحقق يابد . ولى براى خداوند غيب معنى ندارد .
تمام موجودات ، مخلوق او و قائم به اراده اوست .
به هر حال علم واجب الوجود براى ما قابل درك نيست و خداوند عالم الغيب است يعنى غيب به لحاظ علم ما ، يعنى آنچه از نظر ما غايب است چه فعلًا موجود باشد و چه معدوم باشد خداوند به آن علم دارد يعنى براى او حاضر است ؛ ولى كيفيت اين حضور را ما نمىدانيم .
ونيز در ملازمات و حقايق واقعى غير خارجى بازهم خدا به آنها علم دارد كه عقل محدود ما آن را درك نمىكند « 2 » چون علم او عين ذات اوست و لايتناهى مىباشد احاطه محدود بر غير محدود عقلًا مستحيل است .
ولى عقل و علم بشرى به غايب تعلق نمى گيرد و لذا اگر بگوييم فلان فرد علم به غيب دارد گويا به خدايى و وجوب وجود او قايل شدهايم .
مخلوق چه إنسان و چه غير او إنسان چه انبياء و رسل و چه عوام الناس علم به غيب ندارند و عقلًا ممكن هم نيست .
هامش
( 1 ) - اين سوره مكى و داراى 60 آيه مىباشد .
( 2 ) - اسرار ازل را نه تو دانى نه من .