معنى يك آيه
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادى
الأنبياء : 87 يونس زمان كه از تمرد قوم خود خشمگين شد ( از قريه ) بيرون رفت ، پس گمان كرد كه بر او هرگز قدرت نداريم .
به حضرت يونس عمل به ظن نسبت داده شد كه به نفى قدرت خدا تعلق گرفته و اين امر مخالف شأن انبياء است .
در يك حديث وارد شده كه مراد از ظن ، يقين است و معناى قدر ، ضيق است ؛ مانند
وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ
الطلاق : 7 . پس معنى اين مىشود كه يونس اطمينان داشت خداوند بر او به جهت اين كه از بين قومى كه قابل اصلاح نيستند بيرون رفته ، ضيق نخواهد گرفت ؛ ولى وقتى كه در شكم ماهى رفت فهميد قضيه جور ديگر است بين شكم ماهى بين آبها ندا كرد
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
الأنبياء : 87 .
آسمان در روز قيامت پيچيده مىشود
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
الأنبياء : 104 بعضى از دانشمندان قرن ( 21 ) ميلادى ادعا دارند آسمانى بافتى است محكم كه كرات ( ستارهها و سيارهها ) در آن قرار دارد .
در فرض صحت اين نظر ، اين سوال پيش مىآيد كه آيا آسمان كه مانند تومار پيچيده مىشود همين بافت نازك مستحكم است يا مراد خود ستارهها و سيارهها و يا هردو ؟ والله العالم .