أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ .
( سوره حج ، آيات 1 و 2 ) .
در اين آيه چند مطلب است :
1 - كلمه " الناس " مسلمان و كافر را شامل مىشود و از آن فهميده مىشود كه كفار مثل مؤمنين مكلف به اصول و فروع مى باشند كه مشهور علما به آن معتقد اند ، صاحب حدايق و استاد بزرگوار ما آقاى خويى ( رحمهما الله تعالى ) مى گويند كفار تنها مكلف به اصول هستند و تا به ان ها ايمان نياورند مكلف به فروع نيستند . « 1 » آقاى خويى ( قدس الله روحه ) مى فرمايد كه كفار اهل كتاب به فروعات مشترك بين اسلام و دين خود آنان نيز مكلف هستند .
ما جواب اين قول را در بعضى از كتب كلامى خود در بحث تكليف داده ايم ، و آياتى زيادى بر تكليف كفار به فروع دلالت دارد .
2 - زلزله قيامت در پايان دنيا در كره ارض است نه در ميدان حساب ، و دليل آن سوره زلزال است :
« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها ، وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها . . .
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ . . . » .
يعنى روزى كه مردم از قبور خود بيرون مى شوند .
3 - انسان هاى زنده در آن روز تا وقتى كه در زمين هستند از شدت امور هولناك خيلى در ترس و وحشت اند كه زنان شيرده از فرزندان شيرخوار خود غافل مى شوند و زنان باردار حمل خود را بر زمين مى نهند ، و اين دو موضوع واقعيت دارند نه اين كه كنايه از مجرد وحشت شديد باشد . بلى احتمال كنايه بودن آن ممكن است ، ؛ ولى خلاف ظاهر آيه مى باشد .
4 - مردم موجود آن روز پس از نفخ اول صور مى ميرند و وقتى كه نفخ صور دوم دميده
هامش
( 1 ) - همين قول به جناب ابى حنيفه ( رحمه الله ) نيز نسبت داده شده است .