حقيقى زيرا بعد از حركت وضعى زمين در هر 24 ساعت قسمتى از ستارههاى عالى ، سافل و زير پاى ما شود و قسمتى ديگر كه سافل بود عالى مىشود .
به لحاظ حركت انتقالى زمين بدور خورشيد نيز چنين حالت رخ مىدهد و اگر در كل مجموعه كهكشان ما يا همه كهكشانها فكر كنيم ممكن است بلندى و پايينى كرات شكل ديگرى به خود بگيرد كه نويسنده صلاحيت اظهار نظر را ندارد و بايد دانشمندان علم نجوم آن را تشريح نمايند .
عرش رحمن
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
طه : 5 .
استواء چند معنى دارد : استقرار و تمكن بر چيزى . قصد چيزى و روى آوردن به او ( اقبال ) استيلا « 1 » و عرش دو معنى دارد سقف و تخت .
مشبهه مىگويد : خداوند بر تخت خود استقرار و تمكن دارد ؛ مانند استقرار زمامدار بر تخت خود . اين قول كه بر تجسم خالق توقف دارد بدلايل عقلى و نقلى مقطوع البطلان است .
ولى اگر عرش را مجازا سقف همه اشياء بدانيم معناى سوم ( استيلا ) مناسبت دارد يعنى خداوند بر سقف حاوى و جامع بر همه مخلوقات استيلا دارد و بر همه ممكنات مسلط و محيط است .
يكى از معانى استيلاء مساوات در نسبت است و معنى اين مىشود كه رحمن بر عرش عظيم ( همه موجودات ) مساوى النسبه است يعنى خداوند بر همهاى موجودات نسبت برابرى دارد و به هيچ يك از آنها اقربيت تكوينى و يا ابعديت تكوينى ندارد .
حرف حق اين است كه معناى متبادر استواء كه همان برابرى و تمكن است عقلا و نقلا
هامش
( 1 ) بر اين معنى لغوى به قول شاعر عرب استدلال شده است :قد استوى بشر على العراق * من غير سيف و دم مهراق .