زكات در مدينه واجب شد
« الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »
لقمان : 4 ؛ زكات در مدينه واجب شد و ذكر آن در اين آيه دليل بر مدنى بودن آن آيه مىشود .
هدايت بر دو گونه است
« هُدىً وَ رَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ
لقمان : 3
هدايتى كه در اين جا ، ذكر شده احتمالا تشريعى و به معناى ارايه طريق است و هدايت اولى گفته مىشود و هدايتى كه در آيه چهارم به كار رفته هدايت ثانوى و تكوينى و به معناى ايصال به بعضى از مطلوب است و نورى است كه نتيجه ايمان به خدا و خواندن نماز و دادن زكات و يقين به آخرت كه قائم به نفس مكلّف است و همين هدايت سبب فلاح و رستگارى است كه در آيه چهارم ذكر شده است . بعيد نيست هدايت در آيه اول نيز ثانوى باشد به قرينه محسنين ، مگر اينكه احسان اين محسنين طبيعى شان باشد و آن را به آمادگى روحى بر آن عمل به واجبات و ترك محرّمات تفسير كنيم . والله العالم .
لهوالحديث
بسيارى از مردم لهوالحديث ( حكايات بيهوده و داستان هاى باطل وقت تلف كن ) غنا و آواز خوانى ، و بدتر از اينها سى دى هاى فلم هاى سكسى و ضد اخلاقى و ارزشى و گزارشات و انواع مطالب توهين و افتراء ، هتك حرمت مقدسات دينى در راديوها و تلويزيون ها و در فضاى مجازى در عصر ما بيداد مىكنند و صدها ميليون پول رد و بدل مىشود و نسل جوان مسلمان از دستورات دينى خود بدور مى روند ، و همه اينها از مصاديق اين آيه شريفه است :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ »
لقمان : 6 ؛ و معلوم است كه عنوان اشتراء و حديث هيچ نقشى در ثبوت حرمت مؤكد شرعى ندارند . چندين روايت در تفسير برهان ج 6 / 168 - 170 در ذيل همين آيه شريفه