است . « 1 »
من فعلا گمان ندارم معجزات آن حضرت در مكه و در مدينه زياد بوده باشد . مثلا در آيه معنونه اين بحث مشركان مكه تقاضاى معجزه ( آيات ) مى كنند ، ولى خداوند توسط پيامبر بزرگوارش اقتراح ( پيشنهاد ) آن ها را رد مىكند و مى فرمايد معجزات به اراده خداوند است و من تنها بيم دهنده مى باشم .
جالب اين كه اين جواب با دو كلمه حصر مقرون شده ، يعنى آيات تنها در اختيار خداوند است و من تنها بيم دهنده هستم ( و كارى ديگرى كرده نمى توانم ! ) .
مىشود كه سر اين رد اين باشد كه سوال كنندگان در آيه 51 در پى كشف حقيقت نبوده اند و بهانه گيرى مىكردند .
دليل اين ادعاى نگارنده اين است كه ضمير " قالوا " به ستمگران جاحد بر مى گردد . و جاحد به گفته راغب در مفردات به كسى گفته مىشود كه آنچه را كه در نفس او ثابت است انكار مىكند ؛ يعنى با علم به اين كه آيات بينات قرآن حق است آن را به زبان انكار مىكند و شايد به همين جهت است كه آنان را به ستمگران وصف مىكند كه انكار و اقرار آنان بر خلاف آنچه كه در دل آنان است ، صورت مى گيرد ؛ و چنين افرادى مستحق اجابت نيستند و به طور منطقى معقول به آنان گفته شده كه دقت در آيات قرآن قناعت آنان را فراهم مى سازد .
به هر حال قطع نظر از خصوصيات طالبان معجزه در اين آيه اگر معجزات مقدار بيشترى مى بود ، لطف خدا بود ؛ بلى اين هم مسلم است كه واقعيت به خداوند معلوم مى باشد و
هامش
( 1 ) - اگر كسانى آن ها را به زبان فارسى ، اردو و انگليسى و به زبان مسلمانان ديگر ترجمه كند ، كار خوبى خواهد بود .