سببيت به هيچ وجه بيرون نيست . وقتى پيامبر چنين عملى را انجام دهد معلوم مىشود كه اين كار از اراده او بيرون است و خداوند آن را براى اثبات نبوت و اعتبار رسالت مدعى آن ايجاد فرموده است .
3 - معجزه بر سه چيز دلالت عقلى دارد :
اول بر وجود خداوند جل جلاله .
دوم بر صحت نبوت و اعتبار رسالت مدعى آن كه اين معجزه را به مردم نشان مىدهد . « 1 »
سوم بر وجوب پيروى مردم از او در تمام دستورات او . و اين وجوب پيروى او از وجوب پيروى خالق پيدا مىشود .
4 - وجوب اقامه دليل قانع كننده براى مردمى كه از آنان تسليم شدن به پيامبرى خواسته مىشود ، عقلى است و بدون آن ، منكرين نبوت مستحق عذاب دنيوى و اخروى نيستند و قرآن هم اين حكم عقلى را قبول دارد .
« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا » .
( سوره اسراء ، آيه 15 ) ؛ اگر تعذيب ، تعذيب دنيوى و اخروى باشد كه مدعى به مدلول اين ثابت مىشود ؛ و اگر مراد تعذيب دنيوى باشد عقاب اخروى به طريق اولى نفى مىشود .
5 - بلى اگر كسى به دلالت عقل به وجود واجب الوجود و صفات او علم پيدا كند ، بايد ايمان آورد و چنانچه به صدق مدعاى نبوت بدون معجزه اطمينان يافت واجب است كه از دستورات آن نبى پيروى كند و به او ايمان آورد و گرنه حكم كفر بر او مترتب مىشود .
6 - در قرآن مجيد از اقامه معجزه گزارش هايى داده شده ، حتى از معجزهاى كه طرف نخواسته و پيامبر آن را انجام داده ؛ مانند معجزه آوردن تخت بلقيس از شهر سباى يمن به شام
هامش
( 1 ) - معجزه فعل خداوند است و يا فعل رسول به اذن خداوند . هردو ممكن بوده و هردو واقع شده است .