تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
5 - وقتى به موسى دستور رسيد نزد فرعون و قوم او برود ، او پشنهاد كرد كه هارون برادرش را نيز در اين رسالت شريك كند و او هم رسول الله بود ؛ منتهى موسى از پيامبران اولى العزم و مقام بالاتر از مقام هارون داشت . و موسى براى پشنهاد خود چهار موضوع را به خداوند عرض نمود : الف - من مى ترسم كه مرا تكذيب كنند و رسالت مرا نپذيرند . ظاهرا اين ترس از اين بوده كه دوران كوچكى او در خانه فرعون گذشته و از نگاه روانى فرعون و آل خانه او اين ادعاى بزرگ او را قبول نخواهند كرد . ب - سينه من تنگى دارد . ممكن است اين سينه تنگى فيزيكى بوده و ممكن است روانى باشد . احتمال اول ارجح است . ج - بندش زبانى دارم و زبانم روان نيست و برادرم از من فصيح تر است . « 1 » د - قوم فرعون بر من گناهى دارند . ( خون قبطيى كه موسى او را كشته بود ) و مى ترسم مرا بكشند ( و كارم را به سر رسانيده نتوانم ) هارون هم با من باشد ( كه او هم در زندگانى و هم بعد از كشته شدنم اين امر را به انجام برساند ) . سوال اين جاست كه موسى مى دانسته خداوند انتخاب بى جا نمىكند و در ارسال رسل و بعث مرسلين بلكه در همه كار هاى خود مطابق حكمت عمل مىكند ، چرا او به عالم الغيب و الشهادة اين پشنهاد را عرض كرد ؟ من جوابى براى اين سوال ها ندارم و آن ها را نوشتم تا ديگران جواب بدهند .
هامش
( 1 ) - يك عده از متكلمين در صفات انبياء و امامان مبالغه مى كنند ، و يكى از آن مبالغات اين است كه انبياء در همه كمالات بايد برتر از همه مردم باشند . اما امثال اين آيات مبالغات آنان را اصلاح مىكند .