است نه كلمه « ما چيز » تنها پرندگان را ( با كلمه من ) ضميمه مىكنيم ؛ يعنى قدر متيقن لفظ كل ( كل ذلك ) است نه ( كل شيء ) و الله العالم .
5 - مىشود
« مَنْ فِي السَّماواتِ »
را در آيه عنوان شده در اول ، به غير ملائكه تفسيركرد ، بقرينه :
« وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . »
( الأنبياء : 19 ) و سوره ( فصلت : 38 )
6 -
« فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ »
( فصلت : 38 ) ؛ از اين آيه ممكن است دو مطلب استفاده شود :
اوّل : اين كه ملائكه شب و روز دارند ؛ بلى ملائكه مانند جن ، اجسام لطيف دارند و جسم زمان و مكان مىخواهد ، ممكن كه كرات متحركه و مسكونهاى آنان از نور ستارهگان نزديك خود استفاده كنند و به حركت وضعى خود ، روز و شب را به وجود آورند .
دوّم : غير از ملائكه در آسمانها موجودات ديگرى تسبيح نمىكنند و گرنه مناسب بود نام هاى آنان هم ذكر مىشد ، مگر اين كه بگوييم قيد
« لا يَسْأَمُونَ »
مطلوب بوده و اين قيد به ملائكه اختصاص داشته است . لذا از آيه اختصاص تسبيح به ملائكه ( از موجودات آسمانى ) استفاده نمىشود .
7 - تسبيح و تقديس به معناى تنزيه و تبرئه خداوند ذى الجلال از همه نقايص و معايب است هرچند براى موجودات مخلوق كمال شمرده شود جن و إنس و حتّى ملائكه كه قدرت تكلم را دارند مىشود به زبان قال و حال خداوند را تسبيح و تحميد كنند ، و اين كيفيت حتّى در باره حيوانات به صوت و يا به شعور ضعيفى كه دارند نيز ممكن است و همچنين در حق انواع موجود عاقل و فهيم در كرات ديگر . ولى در مورد جمادات و نباتات چه گونه تسبيح و تحميد تصوّر مىشود . ممكن است در اين جا چند نظر را بازگويى نماييم :
1 - همهى موجودات حيوانات ، نباتات ، جمادات و حتّى حقايق ديگر فاقد عقل ، در كهكشانها كه فعلًا ماهيات آنها را تصوّر إبتدايى هم نمى توانيم ، مقدار عقل و شعور و علم