و إدراك يا هرچه كه نام بگذاريم در متن وجودات خاصّه خود داشته باشند ، چون از إراده واجب الوجودى تحقق يافته اند كه ذات و صفات كمالى او من جمله علم و قدرت و حيات او داراى يك حقيقت واحده هستند ، وجود او عين علم و قدرت او ، قدرت او عين علم او مى باشد و صفات و ذات در مرحله مفاهيم با هم مختلف هستند ولى در مرحله مصداق مطابق براهين و ادلّه متعدّد - كه در كتب كلامى خود آنها را مفصّلًا بيان نمودهايم - يكى هستند . وقتى خالق و موجد كائنات چنين باشد قسمتى مخلوقات ممكن است نيز چنين باشند و اين عينيت ذات و صفات و عينيت مصداقى صفات با هم در وجودات ممكنه نيز صادق باشد « 1 » و بنابراين همه حقايق نوعيه و افراد آنها با مراتب متعدّد و مختلف آنها از مرتبهاى از علم - هرچند ضعيف - بر خودار خواهند بود .
و امّا نطق آنها را مى توان از قرآن ثابت نمود :
« وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ . . . »
( فصلت : 21 ) اگر به نطق آوردن همه چيز در قيامت و كره ميدان حساب فرض شود آيه ربطى به مقام ما ندارد و اگر انطاق همه چيز در دنيا هم ثابت باشد پس نطق اشياء به تسبيح و تحميد خداوند ثابت مى گردد . والله العالم .
و ممكن است اين نطق مجازى باشد مانند :
« هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ . . . » (
الجاثية : 29 ) و
« وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ »
( المؤمنون : 62 ) و ممكن است اين آيه را
« وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ وَ قالَ يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ . . . »
( النمل : 16 ) شاهد آورد بر نطق همه اشياء . مگر اين كه بگوييم نطق حيوانات حتّى ريز مانند مورچه در قرآن هرچند ثابت است
هامش
( 1 ) - نه از طريق سنخيت فلسفى كه من آن را قبول ندارم .