تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
معناى استدلال آيه معنونه اين است كه معبودهاى شما چه اجسام و چه غير اينها اگر واقعاً بر حق بودند بايد به سوى مالك عرش و خالق كائنات راهى پيدا مىكردند و در آفرينش كائنات مؤثر مى بودند . در حالى كه خود تان به اين چنين الوهيت براى آنها معتقد نيستيد . احتمالًا اين يك كلام جدلى است كه براى اقناع و يا الزام بت پرستان كم‌عقل ذكر شده و به هيچ وجه از مصاديق برهان تمانع متكلّمين كه بر توحيد واجب الوجود و يا توحيد خالق إقامه كرده‌اند نيست . بلى ممكن است آيه مباركه :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ »
( الأنبياء : 22 ) ؛ مشمول دليل تمانع گردد كه جمعى از متكلّمين آن را در قالب همين دليل بيان كرده‌اند ، ولى ظاهراً مفاد اين آيه همانند آيه سابقه است كه بيان الزامى براى كفّار است ؛ زيرا در آيه وجود آسمانها و زمين با وجود « آلهة » فرض شده و سپس فساد و تباهى آن دو با وجود « آلهة » بيان شده است ، مسلّماً مراد از « آلهة » ، « آلهة » باطل نيست كه فعلًا هم محقق است ؛ بلكه مراد آلهة برحق است كه قهراً مستلزم تعدّد واجب است و تعدّد واجب به براهين مختلف عقلًا مستحيل است . بنابراين بيان كه مدلول آيه بدون واسط وجوب وجود تقرير شود ، دو ايراد لازم مىآيد كه يكى از اين دو را سبزوارى در لئالى المنتظمه بيان كرده كه مدعا انكار و يا استحاله مطلق واجب الوجود است نه امتناع واجبين مختلف الإراده كه مفاد دليل است . ايراد دوم كه در ذهن اينجانب است اين است كه موجودات واجب ، مظروف آسمانها و زمين نيستند ؛ بلكه وجود آنها ازلى و قبل از وجود مادّه در فضا است و دو واجب ، هيچگاه مختلف الإراده نمىشوند چون علم و قدرت و حكمت آنها محيط بر همه چيز است و دواعى آنها عقلانى است جز اكمل و اصلح چيزى إراده نمىكنند و اجتماع علّتين مستقلّين بر معلول واحد نيز لازم نمىآيد ؛ زيرا واجب الوجود به نظر متكلّمين فاعل مختار است ، و دو يا چند مختار براى
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 384 | الشيخ محمد آصف المحسني