3 - خارج از مدلول آيه مىدانيم كه پيامبر ( ص ) صبح همان شب دوباره به شهر مكّه برگشت . « 1 »
4 - در اثناى بالا رفتن در افق بالاتر ، جبرئيل به او تعليم ( برنامه اين سفر و آنچه را كه خدا خواسته بود ) داد .
5 - بعد ( جبرئيل به رسول خدا ) نزديك و نزديكتر شد تا به مقدار درازى دو تير يا كمتر از آن ( باقى ماند ) و يا ( پيامبر به مقام معنوى قرب حق نزديكتر شد ) .
6 - خداوند ( مستقلًا ) به پيامبر وحى نمود آنچه كه وحى كردنى بود .
7 - پيامبر آنچه را كه آنجا ديد واقعيت داشت و مردم نبايد با او در آنچه ديده مجادله كنند و بايد آن را بپذيرند .
پيامبر مرتبهاى ديگر جبرئيل را ( به شكل اصلى ) نزد سدرة المنتهى ديد كه نزديك بهشت مأوى قرار دارد « 2 » . آياتى كه در مادهء 4 و 5 و 6 و 8 آوردهشده است ، معناى محتمل ديگرى هم دارند .
هامش
( 1 ) - احتمالًا از مكّه به اردن و از آنجا به بيت المقدّس او را برده اند و شايد در حدود ششصد كيلو متر بيشتر و يا كمتر فاصله اين دو مكان مقدس باشد و اما فاصله صعودى مسجد اقصى تا مكان توقف او ، به هيچ كس مقدار آن معلوم نيست . و معلوم خواهد شد .
( 2 ) - آيات مرتبه اول آن ، اول بعثت بوده يا در يك زمان ديگر . والله العالم .
مطلب ديگر اين است كه پيامبر از سدرة بالا رفته يا نه ؟ اگر رفته تا چه مقدار ؟ هيچ نمىدانيم و علم آن را به عالم الغيب حواله مىدهيم . سؤال ديگر فاصله طول يا عرضى بهشت مأوى از سدرة المنتهى چه مقدار است ؟ و سؤال ديگر اينكه حقيقت سدرة المنتهى چيست باز آن را بطور قطعى نمى دانيم . بعضيها يا جمعى مىگويند سدرة المنتهى آخرين مقام ملائكه و ماسوى الله است و از جبرئيل نقل شده « لو دنوتُ أنمُلةً لإحترقتُ ، » بحث حديثى معراج را مطالعه كنيد .
و يك بحث ديگر سدرة المنتهى و جنة المأوى در كدام كهكشان قرار دارد ، در كهكشان راه شيرين ما ، يا در غير آن ؟ در آسمان اول يا غير آن ، هيچ دليلى نداريم ؛ بلكه محدوده آسمان اول كه مشتمل بر كواكب و چراغها ( ستارهها ) است ، نيز نمىدانيم .